تبليغاتX
پرسونا - تکرار 1 از پرسونای قبلی

پرسونا

بشت برده برده آخر از يک نمايش نامه نيمه کاره که فردايش روز نمیشد ...

بشت برده برده آخر از يک نمايش نامه نيمه کاره که فردايش روز نمیشد ...

 : شب بخير .

 :ميرم بخوابم .

: ميدونم تموم شده ديگه .

: برده ميافتد .

: نور ها رو بگير .

: تعظيم دسته جمعی . همه باشند . کارگردان هم باشد . هنربيشه نقش اول  و دومی .

: گريم ها رو باک کنيد همه .

: قفسه لباس ها اونجاست .

 :چيزی جا نمونه .

: از فردا يه چيز ديگه اين جا اجرا ميشه .

: بغض نکن ديگه خوب بايد تموم ميشد ديگه مگه نه ؟

: بعد اجرا بريم امشب رو شام بيرون ؟

: امشب از هميشه سرد تره انگار  اين جا .

: فردا تا لنگ ظهر ميخوابم .

: يه چيزيم گم شده انگار . 

: يا الله الان در ها رو ميبندن .

: حيف ...

: نه من گرسنه نيستم  .

: راه خونه ام دوره . تو که ميدونی .

: من رو ببخش .

: تو ميدونی من هميشه عاشقت بودم از اون روز که بات بيچ خورد اما نخوردی زمين .

: حالم بده انگار . دلم شور ميزنه .

: خوب باشه ديگه بريم خونه هامون .

: من میرسونمت .

: شب بخير .

: شب بخير عزيزم .

: اميدوارم فردا حالت بهتر شه .

: همه اش تقصير منه .

: انگار فردا هوا ابری باشه .

: بهت قول ميدم .

: از من که نرنجيدی ؟

: بروگم شو . همون بهتر که از اول بهت اعتماد نکردم .مرتيکه ...

: بخند .

: صبر  کن  بهت ميرسم .فقط بله ها رو آروم برو .

....

چراغ ها خاموش شدند .

فردا هم ابری نبود فقط انگار نمیخواست صبح شود .

توضيح صحنه :نقش اولی به خانه اش ميرسد .

: شب بخير عزيزم .

: منو ميبخشی ؟

: ميرم دندونام رو مسواک کنم . ميخوای قبلش برات يه چيزی تعريف کنم .

: آره اما گندش رو در نيار زياد حالشو ندارم .

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 0:57  توسط سبیده  |