اگر دوباره یاوه سرایی نباشد می خواستم بگویم من وبلاگم را گم کرده ام .دوستان وبلاگی ام را .روزهایی که می دویدم تا به خانه برسم . پای این جعبه لعنتی . زنده بودانگار .دکمه بزرگ گرد را چشم بسته فشار می دادم .
همه چیز شروع می شد .دنیای بزرگ .باقی چیز ها همه کوچک بود .
حالا این جعبه لعنتی جان ندارد .
می دانم اما کار خودم است .
خودم تو را کشته ام یک وقتی از زمان که نمی دانم کی بود .
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 23:56  توسط سبیده
|
